سوغاتی
بله سوغات و من دیگه معنیش را میدونم........................ یه دفتر نقاشی با چشم های قلمبه........................... از طرف یه خاله ای که خیلی ازم دوره................. سیس اجازه بدید ببینم اینجا چی نوشته........ ...
کی لی لی لی لی
برم ببینم اونجا چه خبره............. این ها چرا اینجوری می کنند؟ چه خبره؟ ؟ وای عروسی عمو آرش شده ؟ وقتشه که منم برم وسط و خودی نشون بدم................. ...
اوووووووووووو
صدای چی بود ؟ چی گفتی ؟ یه بار دیگه بگو ؛ از کجات حرف میزنی ؟؟؟ وووووووووووووو...................... ...
مسابقه
مسابقه زورآزمایی من و بابام ادامه داره......... و این بار مسابقه یقه کشی............ ...
دوازده+یک
سیزده ماه از به دنیا آمدنم و یک ماه از اولین تولدم می گذره .............. و این یعنی که عدد نحثی را رد کرم و بایدتغییراتی در خودم بدهم............ می خواهم کتاب بخوونم............. غذا بخورم......... و شب ها خوب بخوابم............. میرم که فصل جدید زندگیمو شروع کنم........... ...
فوضول نه ، کنجکاو!!
بگذار ببینم اینجا چی دارم............. دیگه چیا دارم.................. این جنسش چیه؟................ ای وای دوربین مخفیه ، لو رفتم................ برم ببینم اون طرفا چی دارم............. این که جاش اینجا نیست............. خوب دیگه جایی مونده که ندیده باشم............ مامان عصبانی نشو ؛ من که فوضول نیستم کنجکاوم........... این چیه همش میگه چیلیک ؟ ! ............ ...
خاله عنکبوت
روی تخت دراز کشیه بودم که یه چیزی دیدم یعنی چی میتونه باشه؟؟؟!!!... آهان فهمیدم.......... بگذار بشینم تا بهتر ببینمش............. اَاَاَاَاَ چقدر بزرگه......... این هم دوستمه .............. اسمش خاله عنکبوته و داره برام پلیور می بافه................... ...
شیر یکساله!
تا حالا دیگه همه متوجه شدید که من یکساله شده ام!!! بله دیگه امروز یه شیر یکساله ام البته کمی درد داشت و کمی هم تب کردم....... ...













