آروینآروین، تا این لحظه: 15 سال و 1 ماه و 4 روز سن داره

آروین نامه...

پاییز 1390؛ چهارم مهرماه؛ پا به دنیا گذاشتم و آروین نامه روزهای زندگیمه...

زنگ ریاضی

0...1...2...3...4...5...6...7...8...9...10 تمرین ریاضی برای حساب و کتاب زندگی لازمه... حواستون باشه... استراحت میکنیم که مغزمون نسوزه و ادامه میدیم... از انگشتاتون کمک بگیرید... و باز هم استراحت و تغذیه....   ...
2 خرداد 1394

بادبادک

اولین بادبادک زندگیم رو امروز درست کردم..... مراحل آموزشی...... اول کاغذی که مامانتون آماده کرده رو خوشگل کنید... رنگی رنگی..... چند تا نی پشتش بچسبونید.... اینجوری.... و تزیینش کنید..... اینم از بادبادک من...... اما نمیدونم چرا بالا نمیره.... تنبله..... ...
16 فروردين 1394

پیش به سوی نوروز

داره یه بوهایی میاد... بوی بهار.... آماده بشیم برا دیدن عمو نوروز... اول از همه باید گل بیاریم تو خونموم.... آواز نوروز می آید هم سر بدیم... ظرفای هفت سین.... دیگه چی مونده.... اووووووم.... آهان تخم مرغ رنگی... با دقت لطفا.... و البته ماهی قرمز.... خوب دیگه ما آماده ایم.... ...
24 اسفند 1393

مهدکودک

اولین روزا و تجربیات من در سه سال و سه ماه و بیست و هفت روزگیم در مهدکودک دانشگاه کوچک.... مسابقه ی الویه با تزیین خودم... من و خاله سمیرای مهد.... ...
12 اسفند 1393

چهل!

چهل یعنی خیلی خیلی خیلی زیاد..... من وقتی به سن خیلی خیلی زیاد رسیدم.... . . . . . . چهل ساعت... چهل روز... چهل هفته... و یه مرد کوچک چهل ماهه... ...
5 بهمن 1393