آبا کوووووو؟؟؟؟
آبا نیست........... کجا رفتند؟؟؟؟؟ هر روز این سوال رو از مامانم میپرسم بابام هم منو برد تا بهم نشون بده آبا کجاست..... هورا هورا ؛ آب......... پامو بکنم توی آب ببینم واقعیه!!!!!! ووووووی هم واقعیه هم خیلی سرده..... ...
گل کاری
وای چه گل های قشنگی..... اما همش دو تا گل داره,,,,,, چه کار کنم زیادتر بشند؟؟؟!!!! آهان باید تکثیرش کنم........ اینجوری....... فقط باید کمی صبر کنیم تا رشد کنن ......... البته این کارا رو با گل های خونه بابا جان بکنید ......... به گل های مامانتون دست نزنیدااااااااا.......... ...
پیکآروین!!
یه اثر هنریه واقعی؛ هممون میتونیم ؛ فقط نیازمند کمی تمرکز و توجهه.......... اول ماجیز قرمیز رو برمیدارم...... نه نه نه ؛ اول آبی یکمی بابا میکشم........ بعد ماجیز قرمیز رو برمیدارم و مامان میکشم مامانا از قرمیز خوششون میاد؛ حالا یکمی خاله پر بکشم که خیلی سبز دوست داره....... خاله رو باید از این زاویه کشید...... دیگه کیو بکشم؟؟؟؟؟ آهان عموووووووووووو..... یکمی استراحت و فکررررررررررر............ دیگه چی بکشم...... این بالا هم عکس های توی کتابم رو میکشم........ خوب , به این ترتیب نقاشیه یه خانواده خط خطی به پایان میرسه ؛ حالا میتونم هنرم رو جای ...
دو سال بعد....
بفرمایید... بالاخره تولدم شده... . . . و یه پرنده در آسمان رنگی.... به هشدارها توجه کردید... . ""یادآوری"" دو سال قبل ساعت 8:45 صبح این اندازه ای بودم..... یادتونه؟؟؟؟ کیک تولدم.... تولد تولد تولدت مبارک,مبارک مبارک تولدت مبارک . . . . . و یه فوت پر قدرت...... آخه دیگه دو سالمه...... و یه میز خوشمزه..... و کادوهای رنگارنگ..... . . . . یادگاری برای من..... . و تشکر و یادگاری برای مهمونام....... . ...
تدارکات تولد
کلی کار مونده هیچکی حواسش نیست ...... بذار ببینم اینجا چی کم داره...... بابا یکمی اون طرف تر لطفا...... خوب شد خودم دست به کار شدما..... خوب شده؟؟؟.... ...
تولدم (II)...
365 روز بعد از اون 365 روزی که پوست همه رو کندم... با یک کارت تولد مامان ساز ... قراره دومین شمع زندگیمو فوت کنم!... و یک اخطار کاملا دوستانه(!)... لطفا این بار اخطار را کاملا جدی بگیرید!!!! ...










