لباس عید
میگند عمو نوروز داره از راه میرسه...... حال و هوای خوونمون عوض شده هر روز یه چیزیو جابه جا می کنند..... شبا میرند بیرون منو تنها می گذ ارند...... یه شب هم دست منو گرفتند و گفتند می خواهیم لباس عید برات بخریم.... رفتیم مغازه ی کوچولوها ولی من خواب بودم...... لباس عید خریدیم تا عمو نوروز بیاد...... عمو نوروز کیه؟؟؟؟ یه عموی جدیده؟؟؟؟؟........... ...













