آروینآروین، تا این لحظه: 15 سال و 1 ماه و 1 روز سن داره

آروین نامه...

پاییز 1390؛ چهارم مهرماه؛ پا به دنیا گذاشتم و آروین نامه روزهای زندگیمه...

هشت ماه.........

1391/3/4 18:35
نویسنده : مامان
194 بازدید
اشتراک گذاری

یه روز چشمامو باز کردم و شروع کردم به حساب وکتاب.......

یعنی چقدر از تولدم گذشته ؟

اگه اشتباه نکرده باشم هشت ماهه که وارد دنیای آدم بزرگا شدم......

ودیگه باید یه خودی نشوون بدم.............

کلی سورپرایز دارم ........

این از اولیش.........

بله ,,,, پنج روزی میشه که اولین مرواریدم توسط مامانم رویت شده............

و اما باز هم تلاش برای حرکت.........

یه چیزی کشف کردم که درِ یه دنیای پر از هیجان را به رویم باز کرده...........

اولش یه کم سخت بود.........

فقط دنده عقب میرفتم...........

ولی یواش یواش با تمرین وممارست فراوان بالاخره تحت کنترلم در اومد ...........

و حالا کافیه اراده کنم تا به هر جایی از خوونه که می خواهم برم............

 

عجب وسیله خوبیه این روروک...........

 

دیگه می توونم به تنهایی برم توی اتاقم.............

 

همه ی اسباب بازی هام در دسترسم هستند............

 

می توونم بایستم حتی بدون تکیه به جایی............

 

گاهی هم با سرعت می روونم و با در ودیوار تصادف می کنم................

 

 مامان جونم به بابایی نگیا..............

البته قابل ذکر است که در پایان هشت ماهگی وزنم به 6.800کیلو رسیده و قامتم................

دیگه اونقدر بلند شده ام که می توونم از خط کش زرافه ایم که به دیوار وصله استفاده کنم.........

بله دیگه 72 سانتیمتر را دارم رد می کنم.............

و می توونم از آقا سگه سواری بگیرم............

 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)