1391.....................
انگاری اومد............. صبح زود بیدار شدیم لباس پوشیدیم ؛ رفتیم دور سفره هفت سین ؛ منتظر ورود عمو نوروز بودیم که............ یه د فعه یه صدای انفجار اومد و همه ذوق کردند ، خندیدند و شلوغ کردند.......... یکی یکی اومدند لپمو بوسیدند و گفتند عید ت مبارک و بهم عیدی دادند............ من که نفهمیدم چی شد............. اما اینو میدوونم که هیچ کس از در نیومد تو................ در هر صورت عمو نوروز خوش اومدی........... عیدتون هم مبارک........... ...










